انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری نیز به پایان رسید و تمام هم همه ها و دغدغه های انتخاباتی این دوره را هم با خود برد. حرفی نمانده جز چند نکته:

- نظام اسلامی ایران ساز و کاری را رقم زده است که بعد از گذشت سی و چند سال ضد انقلاب خارجی و مخالفین خاموش داخلی را نیز وارد عرصه انتخابات کرده و وادار به رای دادنشان می کند. این بدین معنی است که در انتخابات های نظام اسلامی علاوه بر سلایق مردم، سلایق گروه های مختلف موافق و مخالف نظام هم وجود داشته و ضد انقلاب را ناخواسته به تثبیت پایه های نظام اسلامی وادار می کند. تا جایی که حتی بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، من و تو و مابقی مخالفین شناخته شده نظام برای انتخابات ایران تبلیغ می کنند. پس نوام چامسکی تحلیلگر برجسته آمریکا پر بیراه نگفته است که آیت الله خامنه ای بزرگترین سیاستمدار جهان است که دشمنانش را وادار به تبلیغ برای جمهوری اسلامی می کند.

- انتخابات جشن واقعی ملت ماست تا مردم سالاری و بر مردم تکیه کردن را به رخ مردم جهان خصوصا ملت های مسلمانی که با ما قرابت دارند بکشد. دیر نباشد که نتیجه این حضور را در کشور های متحجر منطقه ببینیم چرا که این عرصه، بازوی توانمند صدور انقلاب اسلامی است.

- ما نجیبانه به آقای حسن روحانی تبریک می گوییم چرا که به ساز و کار انتخابات، چه در بخش نظارت و چه در بخش اجرا(علی رغم همه خلاف های قانونی و بد اخلاقی هایی که کردند و پیگیری می شود)، اعتماد داشته و داریم و به ایشان و هم قطارانشان درس مردم سالاری می آموزیم و یادآوری می کنیم که برخی از فتنه گران دیروز و اعضای ستاد انتخاباتی امروزتان حاصل حضور 85 درصدی سال 88 را به باد فنا دادند. آنچه از شما در رابطه با اشرافی گری، رانت خواری و فساد شنیدیم و دیدیم را در خاطر ثبت کرده و به مطالبه تبدیل خواهیم کرد و بر سر هر کوی و برزنی فریاد می زنیم تا جلوی آن گرفته شود. 

- رای به حسن روحانی را از دو جنبه می توان تحلیل کرد. اول اینکه عده ای هر اتفاقی که دولتمردان بر سرشان بیاورند باز هم حاضرند که با آن کنار بیایند، حتی اگر دولتمردانشان در کاخ عاج زندگی کرده، از رانت استفاده کنند، آلوده به فساد شوند و امثالهم. وجود چنین افرادی زنگ خطری برای اصل انقلاب اسلامی است چرا که اگر عنصر مطالبه گری را از مردم بگیرید کم کم توسط سیاستمداران به برده تبدیل خواهند شد. دوستان جبهه های مختلف فرهنگی برای این افراد جامعه در مجموعه های خود برنامه ریزی کنند.

دوم کسانی هستند که ابراهیم رییسی را بدون هیچ شناختی لولویی تصور می کردند که اگر بیاید نظام طالبانیسم را مستقر می کند. به همین علت در این انتخابات بین گزینه بد و بدتر به گزینه بد حسن روحانی رای دادند. باید گفت نیروهای انقلاب برای بسط تفکر انقلابی و آرمان های بلند خود می بایست از همین امشب برنامه ریز کرده و برای ارتباط با این بدنه که هم در قشر مستضعف، هم در قشر متوسط و هم در قشر مرفه هستند فکری بکند. بهترین ظرفیت را جمنا در این رابطه دارد.

- ما در این انتخابات به معنای مصطلح شکست خوردیم و ابراهیم رئیسی رای نیاورد اما برگ های برنده زیادی برای ما رو شد. مهمترین آن وحدت نیروهای انقلاب در راس و بدنه است که البته خالی از آسیب نیست لکن این وحدت به قول مهدی محمدی عزیز کار های زیادی از دستش بر میآید. پایبندی به اخلاق، انسجام تشکیلاتی، بروز بودن و آگاهی، تحلیل های متقن روزانه, پایبندی به اصول و مرزبندی های روشن، ظرفیت سازی(همچون گذشت انقلابی قالیباف) و امثالهم را می توان به عنوان برگ های برنده انقلابیون نام برد.

- در آخر هم باید گفت تبیین شاخص های لیبرالیزم و تفکر الحادی غرب باید در دستور کار سران نیروهای انقلاب قرار گیرد تا با تزریق این تفکر به جامعه از روی کار آمدن دولت های لیبرال جلوگیری شود وگرنه باز شاهد تکرار اقبال به سردمداران این تفکر هستیم.

ایران عزیز را من و تو خواهیم ساخت و می دانیم که این راه جاده ای آسفالته نخواهد بود و با فراز و فرود هایی همراه است. ما مرد راهیم و این راه را مصمم ادامه می دهیم

والسلام علی من تبع الهدی