پازلی در ذهنم خودنمایی می کرد. این پازل بعد از خواندن سرمقاله 27 بهمن 1395 روزنامه کیهان به قلم آقای شریعتمداری در ذهنم نقش بست. معمولا کیهان سرمقاله هایش خاصه سرمقاله های به قلم آقای شریعتمداری همیشه مهم، جنجال برانگیز، مستند و زیباست. بگذریم...

تکه های پازل را می آورم و بعد در کنار هم می چینمشان:

تکه ی اول:

 روزنامه کیهان 27 بهمن 95: «چندی قبل،یک مفسد مشهور اقتصادی که محاکمه او محاکمه سبک مدیریت منحرف و منحصر به فرد کارگزاران بود،پس از چند سال نقش بازی کردن و تلاش برای تاثیر گذاری بر افکار عمومی،اعلام کرد که مجموعه جلسات محاکمه اش را بصورت کتابی برای اطلاع عموم منتشر خواهد کرد! فراموش نکنیم که او به جرم دزدی و اختلاس و دست اندازی به بیت‌المال و عناوینی مشابه،محاکمه و محکوم شد و به زندان افتاد.»... منظور احتمالا کرباسجی است!

تکه ی دوم:

روزنامه کیهان 27 بهمن 95: «شخصی متهم به خیانت به کشور و دادن اطلاعات طبقه بندی شده به دشمن،مصاحبه مفصلی با یکی از بوق‌های زنجیره‌ای کرده و با انکار همه مفاسد خود،دو مقام ارشد اجرایی و قضایی پیشین را عامل محاکمه و محکومیت خود معرفی می‌کند! او همان کسی است که به گفته وزیر اطلاعات وقت،جزئیات تاثیر‌گذار بر روند مذاکرات هسته‌ای را به دشمن گزارش می‌داد و باعث می‌شد حرکات آنها با واکنش‌های داخلی تنظیم شود!شخصی که علیرغم رافت- بی‌مورد- دستگاه قضایی ،متنبه نشد و در مذاکرات اخیر هم از رفت و آمد به کاخ سفید(!) و گفتگو با دشمنان اصلی انقلاب و نظام دریغ نکرد!او هم امروز می‌کوشد خود را سفید و مبرا نشان دهد و ماجرای همدستی اش با دشمن را در پیش چشم مردم بی‌اهمیت و حتی مایه مباهات و افتخار جلوه دهد!»

این شخص هم حسین موسویان جاسوس تیم قبلی آقای روحانی است که با اعمال نفوذ رفسنجانی تبرئه شد!

تکه ی سوم: 

سخنرانی ناصر سراج رئیس سازمان بازرسی کل کشور در تاریخ 8 تیر 95:  علی صدقی مدیر عامل بانک رفاه به‌خاطر تخلفات بزرگی که قبلاً در بانک ملی داشته، فاقد صلاحیت برای مدیرعاملی بانک رفاه کارگران بود اما با فشار حسین فریدون (برادر رئیس‌جمهور) و لابی‌گری وی، مدیرعامل بانک رفاه کارگران شد.

این را اضافه کنید به مطرح شدن نام حسین فریدون در اکثر مسایل اقتصادی آلوده به فساد!  

تکه ی چهارم:

سخنرانی زاکانی در 94/11/27: دولت به جای آنکه در پسابرجام به دنبال تولید رفاه بیشتر برای مردم باشد، با سرعت غیرقابل تصوری در حال تولید رانت است. امروز در پسابرجام به جای آنکه جیب مردم پر شود، به شدت در حال تخلیه شدن است و به نظر می‌رسد یک عملیات بی‌سابقه در این راستا در حال انجام است. یک شبکه دلالی خطرناک و مخوف با مشارکت برخی دولتی‌ها توانسته است با خارج از کشور ارتباط برقرار کند و در حال فروختن کشور به ثمن بخس است.

تکه ی پنجم:

مصاحبه حاجی دلیگانی با خبرگزاری تسنیم 95/11/05: حجم و تعدد فساد در دولت یازدهم بی‌سابقه است

تکه ی ششم: 

تکه ششم را مختصرا عرض می کنم: 

- ماجرای لغو کنسرت توسط قوه قضاییه و واکنش رییس جمهور!

- ماجرای لغو سخنرانی علی مطهری توسط قوه قضاییه و واکنش رییس جمهور!

- ادعای کذب صادقی در رباطه با حساب های شخصی قوه قضاییه و صحبت های رییس جمهور در توییتر با این کلمات: «دولت حاضر است با تشکیل سامانه‌ای، تمام دخل و خرج و حساب‌هایش را روشن کند و درمقابل انتظارست قوه قضاییه نیز همه حساب‌های خود را روشن نماید»

و ...

القصه

آنچه مشخص است قوه قضاییه تحت بمباران تبلیغاتی مخربی است که سعی دارد این قوه را ناکارآمد، ناعادل و سیاسی کار نشان دهد. بنده از کنار هم قرار گرفتن پازل های مختلف نامبرده و نامنبرده در بالا به ان می رسم که این فشار ها و حجم عجیب تخریب ها یک مسئله کاملا برنامه ریزی شده و سیستمیک است که در آن به صورت عملیاتی برای هر کس نقش تعیین می شود. از منظر اینجانب فرماندهی این عملیات با دولت بود و این کار از سوی آقای روحانی و تیم صورت می پذیرد. واکنش های نسبتا تند آقای آملی لاریجانی نسبت به دولت را هم می توان شاهد این مدعا آورد.

اما آنچه مهم است و باید به درستی مشخص شود این است که چرا دولت می بایست چنین کاری را انجام دهد؟ و اساسا تخریب قوه قضاییه و مهمتر از آن شخص آملی لاریجانی با چه هدفی صورت می پذیرد؟

1. با هدف کم کردن هجمه ها بر ضد دولت، ناشی از نارکارآمدی، سوء مدیریت و عدم عمل به وعده های انتخاباتی دولت و مشغول ساختن اذهان به مسایل دسته چندم و غیر دولتی

2. وادار کردن قوه قضاییه به سازش با اقدامات غیر قانونی دولت، اطرافیان دولتی ها و جلوگیری از سوزاندن مهره هایی که به واسطه افشای اتهاماتشان در بین عموم مردن بی اعتبار می گردند و دولت را نیز بی اعتبار می کنند.

3. مهمترین بخش از منظر بنده این است که به دلیل حجم بالای فساد در دولت آقای روحانی مهندسان عملیات روانی دولت درصدد هستند در صورت بی اعتباری دولت به واسطه افشای فساد های عجیب و غریب آنها(چه در طول دولت و چه بعد از دولت)، با اتهام زنی به قوه قضاییه و القای ناعدالتی و سیاسی کاری بخشی از بدنه مردمی را برای خود حفظ کرده و حداقل ریزش پایگاه مردمی را داشته باشند. به همین دلیل است که برخی در حال اجرای پروژه ای هستند تا از مفسدین و جاسوسان و رانت خواران و تجمل گرایان(!) قهرمانان ملی بسازند.

والعاقبه للمتقین.