فیلمی به نام "من مادر هستم"
دو روز پیش بود که سینمای شهید آوینی بوشهر را برای بار دوم تجربه کردم، بار اول برای فیلم قلاده های طلا که انصافا خاطره خوشی را در ذهن بنده برای ورود به این سینمای شیک اما خالی به جا گذاشت. تجربه دوم برای فیلم جنجالی "من مادر هستم" بود که با تثبیت آن خاطره خوش همراه شد. فیلمی که منجر به قشون کشی خیابانی انصار حزب الله و جمعی دیگر از اهالی سینما شد که خوب البته بنده اصولا اعتقادی به این کارها در عرصه فرهنگ ندارم.
دو نکته حاشیه ای بگویم و بعد بروم سراغ نگاهم به فیلم جدید آقای جیرانی.
اول اینکه، یادم هست استاد امین پور را. قیصر را می گویم. یکی از ویژگی های بارز این شاعر انقلابی عزیز این بود که حرفش را در حرفه اش می زد. این حرف یعنی اینکه شاعر بزرگوار ما اگر می خواست انتقادی بکند با زبان شعر می گفت، اگر می خواست حمایتی از انقلاب اسلامی بکند در حوزه فرهنگ می کرد و در شعرش می آورد. سراغ دارید قیصر یکبار به عرصه سیاست به صورت حرافی و مصاحبه ای ورود کند؟ سراغ دارید برای پوشش ضعف های خود در حوزه شعر و بیان شعری زبان خطیبان و یا زبان سیاسیون را به خود بگیرد؟ به هیچ عنوان زیرا که او شاعر بود. اگر انقلابی هم بود، که بود، این انقلابی گری خود را در تخصصش ثابت می کرد. حرفی که این روز ها فراموش شده است.
دوم اینکه کارگردان های ارزشی را بایستی با اثر فیلم هایی که می سازند شناخت نه با ادعایشان. حوزه فرهنگ جای وارد کردن دسته بندی های حزبی سیاسی نیست. نباید کارگردان ها را دسته بندی سیاسی کرد. ورود سیاست به فرهنگ، فرهنگ را به مصلخ می برد. همین طور بازیگران و سایر اهالی فرهنگ علی الخصوص سینما و تاتر را. حتی موضع گیری سیاسی آنها را نباید در نقد کردن همه آثار آنها دخالت دهیم.
دیدگاه بنده نسبت به این فیلم تنها نگاه یک مخاطب است. مخاطبی که سینما را دوست دارد و فیلم می بیند. احساس بنده هنگام خروج از سینما این بود که یک فیلم خوب را دیدم و هزینه بلیط را دور نریختم. درست است که خانواده ای که جیرانی تصویر می کند متعلق به قشر فاسد و به معنای واقعی آشغال جامعه هستند اما مفاهیم زیبایی را از دل این خانواده فاسد با هنرمندی بیرون می کشد. مفاهیمی که کمتر در فیلم های ایرانی به زیبایی این فیلم به آن پرداخته شده است.
ابعاد مختلف زندگی منطقی و باور پذیر است. شخصیت های فیلم بسیار به همدیگر می آیند، شخصیت نادر و ناهید. فرزندی که از این دو پا گرفته است. دوستانی که دارند. نگاه کاریکاتوری نیست. این اولین نقطه قوت فیلم است. در کل روال و روابط و شخصیت های فیلم برای چنین خانواده ای باور پذیر است.
مفهوم نامحرم و محرم را بسیار جالب نشان داده است. بنده با دیدن این فیلم یاد آن حدیث افتادم که می گفت اگر مردی با زن نامحرمی در زیر یک سقف جمع شود سومین آنها حتما شیطان است. هنگامی که آوا و پدرام به اپارتمان خالی می روند و هنگامی که سعید و آوا در حال درست کردن شام هستند مفهوم کاملا واضح و روشن به مخاطب انتقال داده می شود و تبعات بعدی هم که گریبان آنها را می گیرد از فساد های بعدی این اجتماع شوم خبر می دهد و این مفهوم در این فیلم بی نظیر است.
مشروب خواری و تبعات مشروب خواری با هنرمندی در این فیلم به نمایش درآمده است. مشروب خواری باعث از هم پاشیدگی زندگی نادر و ناهید شده است. باعث عدم تربیت صحیح فرزند نادر و ناهید شده است. همین مشروب خواری باعث شده نادر ابعاد زندگی خود را از دست بدهد. هم پیاله و دوست صمیمی و خانوادگی نادر، سعید در حالت مستی به دختر نوزده ساله نادر که او را عمو صدا می کند و امانتی در دستان اوست تجاوز می کند و باعث بروز خودکشی، قتل و از هم کسیختگی زندگی ها می شود.
لاابالی گری نادر در جوانی و رابطه نامشروع او با سیمین در دوران جوانی و قبل از ازدواجش با سعید، یقه او را می گیرد و مکافات عمل خود را به عینه و به شدیدترین وجه میبیند و کاری از دستش بر نمی آید و این یکی از نقاط قوت فیلم است.
فداکاری یک مادر و اقدام به فداکاری در سخت ترین شرایط برای خانواده اش خوب نمایش داده شده است.
بازیگران این فیلم بازی زیبایی دارند و البته کارگردانی نیز خوب است.
از نقاط ضعف فیلم می توان به بعضی از صحنه های ضعیف و نامفهوم فیلمبرداری اشاره کرد. حضور پدرام در بعضی صحنه ها اضافی است. فیلم طبقه کثیفی و چندش آوری را نشان می دهد. روانی شدن پانته آ بهرام هم قدری ناجور است. این فیلمی که بنده دیدم احتمالا قدری حذفی هم داشته زیرا که علت سقط جنین آوا مشخص نبود و پدرام هم یکدفعه ای داماد خانواده شد و متاسفانه بسیار حذف بدی برای فیلم انجام شده بود.
شخصیت روانشناس فیلم هم بسیار اضافی است و به قول آقای فراستی از فیلم بیرون زده است.
بنده پیشنهاد میکنم فیلم را حتما ببینید.

دنیا در نگاه باران